السيد الطباطبائي
25
مجموعه رسائل ( فارسى )
فصل سوم واجب الوجود بالذات واحد است به وحدت حقه قبل از اقامهء برهان بر وحدانيّت واجب تعالى شأنه ، لازم است بگوييم كه معناى واحد و وحدت ، مانند معناى وجود و موجود در اذهان عموم انسانها بدون هيچ واسطهاى مرتسم مىگردد و ارتسام اين نوع معانى در اذهان نيازمند نيست كه با امورى اعرف از خود اكتساب شود ، بلكه اين گونه از معانى در هر لغت و زبانى ، مبادى اوليه براى تصورات است . شيخ الرئيس قدس سره در « الهيات » كتاب شفاء مىفرمايد : « موجود و شىء و ضرورى ، معانى اين امور ، در نفس انسان بدون هيچ واسطه ، به ارتسام اولى مرتسم مىگردد ، ارتسام مذكور محتاج نيست كه با چيزهايى روشنتر از خود ، اكتساب شود ، زيرا چنانكه در باب تصديق ، مبادى اوليهاى است كه تصديق به آنها با لذات و بدون واسطه واقع مىشود و تصديق به غير آنها به واسطهء آنهاست ، و اگر اين گونه مباد به ذهن خطور نكند و يا لفظ دال بر آنها مفهوم نگردد ، شناسايى امورى كه معرفت آنها به واسطهء اين مبادى است ممكن نيست . هم چنان در باب تصورات ، چيزهايى است كه مبادى اوليهء تصورند ، و خود امور بديهيه و متصور بلاواسطهاند ، و سزاوارترين اشياء به اينكه بدون واسطه تصور شوند چيزهايى است كه براى همهء امور عموميت دارند و عارض همه مىشوند ، مانند